""قوم لر بختیاری لک لر شهر های لر نشین

روز حادثه  

      روز جمعه 25 بهمن 1392 یکی از کوهنوردان شهرستان دورود به نام آقای محمد لشنی به قصد صعود انفرادی به قله پریز راهی این کوهستان شده بود.  پس از اطلاع رسانی خانواده ایشان مبنی بر عدم بازگشت به خانه تا 11 شب همفکری بین دوستان و همنوردان ایشان بصورت تلفنی انجام گردید، با کسب اطلاع از کوهنوردانی که در روز جمعه در آن منطقه بودند (آقایان سالاروند، محمود لک و سروندی) مشخص شد آقای لشنی در آن روز تا حدود ساعت 1 بعد از ظهر در منطقه چشمه بردینه (مسیر پریز) بوده و قصد صعود به قله را داشته است. همچنین با بررسی وسایل ایشان در منزلشان معلوم شد به همراه خود چادر و کیسه خواب نیز برده است. با توجه به همراه داشتن وسایل شب مانی و با تجربه بودن کوهنورد، گمان این رفت که وی در منطقه ای (احتمالا در غار پریز) شب را مانده و صبح اقدام به بازگشت خواهد کرد. لذا ادامه پیگیری اوضاع به صبح روز بعد موکول شد.

روز اول جستجو

      روز شنبه 26/11/92 ساعت 5 صبح گروهی سه نفره از همنوردان آقای لشنی در انجمن کوهنوردان دورود (آقایان پاپی، داوری و نیک آبادی) برای اطمینان عازم منطقه شدند؛ که ساعت 8 یه محل یال پیاره پریز رسیدند و متوجه رد پایی روی یال پیاره به سمت قله پریز شدند ولی اثری از آقای لشنی و برگشت ایشان نیافتند. با اطلاع رسانی به دبیر هیئت کوهنوردی دورود (آقای سالاروند) کمیته ای به سرپرستی آقای صفری برای مدیریت امداد تشکیل شده و با تشکیل جلسه ای در ساعت 9 صبح شروع به بررسی حادثه، تشکیل تیم های فنی و پشتیبانی کردند. تلاشهای روز اول به شرح زیر انجام شد:

      آقایان محمود لک و سامان سروندی حدود ساعت 12 به منطقه رسیده و بلافاصله شروع به صعود از مسیر ردپا کردند. در دو قسمت در کنار ردپا نوشته های "محمد لشنی" و  "خطر بهمن" مشاهد شد و مشخص گردید ردپا قطعا از آقای لشنی است، ولی ردپا بعد از رد شدن از بند اول کوه، به صخره ای رسیده و ناپدید می شد، به هر حال این دو نفر تصمیم به ادامه مسیر داده و توانستند در روز اول از مسیر پیاره به سقف پریز برسند ولی در آنجا اثری از آقای لشنی پیدا نکردند.

     آقایان موسوی، عامری و درمیانی ساعت حدود 1:30 بعد از ظهر به منطقه رسیده و شروع به صعود از مسیر محتمل بعدی از سمت غار شدند، با توجه اینکه سطح مسیر کاملا یخ زده و شیشه ای بود حرکت با کندی صورت می گرفت.  این گروه در بالای صخره ای با ارتفاع حدود 30 متر اثراتی شبیه سر خوردن مشاهده نمودند ولی اثری از آقای لشنی یا وسایلش در بالا یا زیر صخره نبود. با نزدیک شدن عصر این گروه از رفتن به غار منصرف و به کمپ اصلی بازگشت نمود.

   آقایان سالاروند و بیغم پس از رسیدن به منطقه اقدام به آماده سازی محل کمپ شدند، سپس حدود ساعت 4:30 آقای صفری به همراه تیم های پشتیبانی (حدود 8 نفر) که چادر، غذا و ملزومات ایجاد کمپ را همراه داشتند رسیده و کمپی در منطقه شامل سه چادر برای شب مانی برپا نمودند. با فرارسیدن شب ادامه عملیات جستجو به فردا موکول شد.

یال پیاره پریز و آثار مشاهده شده در روز اول

روز دوم جستجو

     روز یکشنبه 27/11/92  با مدیریت آقای صفری کوهنوردان فنی به تیم های متعدد دو و سه نفره تقسیم و از ساعت 7 صبح شروع به جستجوی در چهره شمالی پریز بویژه قسمت اطراف صخره زیر محل سرخوردگی شدند، محل جستجوی برخی تیم ها به شرح زیر بود:

-        یک تیم برای عزیمت به غار پریز و مسیر پله ها

-        دو تیم برای جستجوی بالا و زیر صخره

-        سه تیم برای جستجوی سمت چپ یال (مسیر غارشهه، شکاف های بالایی و دره پایینی غار شهه)

-        یک تیم برای حرکت و جستجو در دره سمت راست یال. (دره پریز)

-        یک تیم برای حرکت از چشمه بردینه به سمت دره پریز، وارسی دره و صخره های مقابل.

-        یک تیم شش نفره برای حرکت از ایستگاه قارون به سمت دره پریز تا یال

-        دو تیم پشتیبانی

برخی مسیر های جستجو توسط تیم ها در عملیات امداد

   متاسفانه علی رغم جستجو و تلاشهای کوهنوردان تا ساعت یک در روز دوم هیچگونه اثری از آقای لشنی پیدا نشد و تلاشهای این روز بی ثمر بود. ساعت حدود 1:30 بالگرد امداد هلال احمر نیز به منطقه رسید و با سوار کردن آقایان صفری و سالاروند منطقه سقف پریز از بالا با دوربین شکاری مورد بازدید قرار گرفت که اثری از آقای لشنی یا ردپایی از وی در منطقه بالای پریز مشاهده نکردند. از ساعت 3 بعد ازظهر هوای منطقه رو به خرابی گذاشت و کلیه تیم های امدادگر مجبور به توقف جستجو و بازگشت به شهر شدند.

روز سوم جستجو

     روز دوشنبه 28/11/92  با بارش باران در کوهپایه ها و برف در ارتفاعات همراه بود، با این حال یک تیم سه نفره آقایان داوری، نیک آبادی و قریشی (عضو تیم سایپا) برای بازدید منطقه و بررسی دو نقطه مشکوک دیگر راهی منطقه شدند. این تیم ساعت 10 صبح حرکت و ساعت 12:30 به یال پریز رسید. هوا مه آلود و روی یال پریز برف سنگین حدود نیم متر بارش کرده بود و مسیر صعود مستعد بهمن و بسیار خطرناک شده بود.

    در این زمان در محل فرمانداری دورود ستاد بحران با حضور سازمانهای مرتبط با مدیریت آقایان صفری، سالاروند و بهلولی تشکیل و مقرر شد به علت خطرات جانی از ورود افراد غیر فنی به منطقه ممانعت شود و گروههای کوهنوردی فقط با هماهنگی این ستاد برای امداد رسانی عمل کنند. همچنین محل  خانه کوهنورد دورود برای اسکان تیم های کوهنوردی شهرهای دیگر که قصد امداد رسانی را داشتند تجهیز گردید. تیم هایی از شهرهای تهران، کرمانشاه، الیگودرز، خرم آباد، بروجرد و ... آمادگی خورد را برای کمک رسانی اعلام کرده بودند. ستاد بحران تصمیم گرفت جستجو را دو روز بعد در روز پنجشنبه یا چهارشنبه از سر بگیرد تا خطر بروز بهمن در منطقه کاهش یابد. همچنین تهیه تجهیزات مورد نیاز برای جستجو مانند سوند بهمن، دستگاه ردیاب، سگ جستجو و .. برای روزهای آینده پیگیری شد.

روز چهارم جستجو

     پس از بی نتیجه بودن فعالیتهای جستجو در پیاره پریز در سه روز اول عملیات نجات، به خاطر بارش سنگین برف و خطر وقوع بهمن، کلیه عملیات های جستجو در این منطقه به حداقل 48 ساعت بعد از بارش برف موکول شد.  در جلسه ای که روز دوشنبه ساعت 8 شب بین تیم انجمن کوهنوردان دورود با مدیریت ستاد بحران برگزار شد؛ با همفکری و هماهنگی این ستاد قرار شد روز بعد گروه 9 نفره از کوهنوردان انجمن در مناطق پایین دست و کم خطرِ رزستان و چهارشاخ، فعالیت های جستجو را انجام دهند.

روز سه شنبه 29/11/  92، اعضای انجمن کوهنوردان دورود به چهار تیم برای جستجوی مناطق زیر تقسیم شدند:

-   تیم 1: چهار نفر (آقایان  داوری، اسلام پناه، یاراحمدی و ساکی)، برای جستجو در منطقه رزستان مسیر تاف.

-   تیم 2: دو نفر (آقایان قد بیگی و علیرضا لشنی)، برای جستجو در مسیر آبشار ازنادر و سپس پشتیبانی از تیم 1.

-   تیم 3: سه نفر (آقایان جمشیدی و فلاحی و خانم خرمی) برای جستجو در قسمت شرقی چهارشاخ از مسیر چشمه سیب.

-   تیم 4: دو نفر (آقایان  پاپی و نیک آبادی) برای جستجو در قسمت غربی چهارشاخ از مسیر آب رو و بردینه.

     گزارش تیم 1: تیم چهار نفره به سرپرستی آقای مرتضی داوری روز سه شنبه ساعت 7 صبح حرکت و جستجوی خود را از روستای دره اسپر به سمت منطقه رزستان و مسیر آبشار پاتاف شروع کرد. اعضای گروه حدود ساعت 8:30 صبح متوجه صدایی در ابتدای مسیر پاتاف شدند و پس از بررسی دقیق با دوربین شکاری موفق به یافتن کوهنورد گمشده (محمد لشنی) شدند.  محمد لشنی که بسیار خسته و بی رمق در شکافی صخره ای مانده بود با شنیدن صدای سوت گروه امداد گر بیرون آمده طلب کمک کرد. گروه با دیدن وی فورا خود را به محل ایشان رسانده و شروع به انجام کمک های اولیه روی ایشان شدند. همچنین سریعا به تیم پشتیبانی، ستاد بحران و هلال احمر اطلاع رسانی انجام شد تا عملیات تیم های دیگر متوقف وبرای حمل مصدوم اقدام شود. با توجه به هوشیار بودن مصدوم و عدم مشاهده مصدومیت جدی، گروه یا ساخت یک برانکارد توسط باتوم و زیرانداز حمل مصدوم به پایین دره را با رعایت ایمنی مورد نیاز شروع نمود، پس از رسیدن به پایین دره گروههای امداد و نجات به منطقه رسیده و با کمک ایشان مصدوم به روستای دره اسپر و از آنجا توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل شد.

با سپاس از سازمان ها و نهادهای مرتبط

-        هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی شهرستان دورود و استان لرستان

-        خانه کوهنورد شهرستان دورود

-        سازمان هلال احمر دورود و استان لرستان

-        فرمانداری، شهرداری، نیروی انتظامی و اداره مخابرات دورود

-        تیم های کوهنوردی سایپا و البرز تهران، کرمانشاه، بروجرد و انجمن کوهنوردان ایران

-        مردم فهیم روستاهای دره اسپر و چشمه سرنجه

و کلیه سازمانها و گروههای کوهنوردی که در این حادثه کمک نمودند.

 با تشکر فراوان از تلاشهای بی وقفه کوهنوردان امدادگر

کوهنوردان

جستجو گر در مسیرهای فنی

کوهنوردان

جستجو گر در دامنه ها

مدیریت و پشتیبانی

محمود لک

سامان سروندی

سید محمود موسوی

علی عامری

محمد لک

ابراهیم آقایی

 ستار حسینی

مهدی لک

امین هداوند

علی درمیانی

مهدی بیات

حسین احمدوند

کامران تاتی

کورش یاراحمدی

مجید نعمت الهی

و ....

غلامحسین پاپی

مرتضی داوری

بهروز جمشیدی

جعفر اسلام پناه

عباس نیک آبادی

علی یاراحمدی

یونس ساکی

بهمن فلاحی

زهرا خرمی

ابوذر دلیخون

حسین سعیدی فر

عباس قریشی

بیژن تاری

سید مرتضی موسوی

 

و ....

غلام صفری

احسان سالاروند

خسرو بهلولی

علی قدبیگی

 نادر آسترکی

محمد لک

عباس لک

رضا اسدی

هاشم یاراحمدی

آرش قیاسیان

پویا بیغم

احمد صفری

شهرام فرامرزی

محسن لشنی زند

 

و ....

و کلیه کوهنوردانی که در این حادثه با تلاشهای خود باعث نجات جان کوهنورد عزیز شهرمان شدند.

 

وقایع اتفاق افتاده برای آقای لشنی

         بنا بر گفته های آقای محمد لشنی ایشان در روز جمعه حدود ساعت 5 بعد از ظهر موفق به صعود از مسیر پیاره و رسیدن به سقف پریز می شود. و برای بازگشت شروع کوهپیمایی به طرف مسیر پله ها می شود که  در نزدیکی گوشه غربی (قله پریز)  می باشد. ولی در میانه مسیر با تاریک شدن هوا، احتمال دادن یخ زدگی پله ها و به دلیل نداشتن کرامپون مناسب نظرش عوض شده و تصمیم می گیرد از مسیر رزستان بازگشت نماید. کوه پریز از بالا به شکل مستطیل بوده که سه ضلع آن بصورت صخره ای است و تنها مسیر هموار از جهت جنوب شرقی است که به دشت رزستان منتهی می شود.

      روی سقف پریز حفره های سنگی یا اصطلاحا چاه های متعددی وجود دارد که در زمستان به خاطر اینکه دهنه آنها با برف پوشیده می شود عبور از آنها خطرناک است؛ آقای لشنی حدود ساعت 8 شب در یکی از این چاه ها با ارتفاع حدود 18 متر سقوط می کند. و پس از برخورد با دیواره های آن بیهوش  در ته چاه میافتد ولی شکستکی و آسیب جدی نمی بیند. به گفته آقای لشنی، وی تا زمان شنیدن صدای بالگرد امداد (روز یکشنبه  1 بعد از ظهر) حدود 40 ساعت بیهوش بوده است. پس از به هوش آمدن احساس سرمای شدید داشته و به خاطر خشک بودن عضلات و ضعف نتوانسته از حفره سنگی خارج شود و به ناچار یک شب دیگر هم در چاه می ماند.  پس از تغذیه و بهبود نسبی آمادگی  جسمی و روحی، روز دوشنبه آقای لشنی موفق به خارج شدن از حفره سنگی می شود. و در زیر بارش برف خفیف راه خود را به سمت رزستان ادامه می دهد. هنگام شب در مسیر با بیل برفی برای خود محلی درست می کند تا شب مانی نماید ولی به علت سردی هوا و خیس بودن لباسها دوباره راه خود را ادامه می دهد از یال بین ازنادر و پاتاف به سمت پایین آمده و در شکاف سنگی می ماند و در آنجا موفق به برپایی آتش و خشک کردن لباسهایش می شود. صبح روز بعد با خارج شدن از شکاف متوجه صدای سوت امدادگران شده و با فریاد از آنها کمک می خواهد.

مسیر تقریبی محمد لشنی و محل حادثه

انتقاد و پیشنهاد

-        با توجه به وجود کوههای متعدد در نزدیکی شهرستان دورود، تجهیزات تخصصی مورد نیاز  امداد کوهستان (مانند سوند بهمن، دوربین مادون قرمز، دستگاههای فلزیاب که در این حادثه ضروری بود) در هلال احمر شهرستان تهیه شود تا در مواقع بحران بواسطه تهیه این وسایل از شهرهای دیگر زمان از دست  نرود.

-        بالگرد هلال احمر استان لرستان به دوربین فیلم برداری مناسب مجهز شود تا بتوان تصاویر هوایی منطقه حادثه را با دقت بیشتری بازبینی نمود.

-        بانک اطلاعات کوهنوردان داوطلبِ امدادِ دورود تهیه شود تا در زمان حادثه سریعتر تیم های امدادی آماده گردند.

-        با توجه به داده های  هواشناسی،  پیش بینی بارش برف از روز سوم حادثه می شد، بنابراین مدیریت بحران می بایست با فراخوان گروههای کوهنوردی، وسعت جستجوی خود را بیشتر کرده و برای جستجوی کل منطقه در دو روز برنامه ریزی لازم را می کرد.

-        فعالیت تیم های جستجو در این عملیات تنها متمرکز بر دامنه ها و صخره های شمالی پریز -که احتمال بیشتری برای حادثه داشت- شده بود در حالیکه  برای جستجوی  مناطق با احتمال کمتر نیز از همان روز اول می بایست  فکری می شد.

تجربیات این حادثه

-        هرگز تنها به کوه نروید، صعود انفرادی به معنی صعود بدون پشتیبانی و بدون اطلاع نیست.

-        در صعودهای زمستانی حداکثر تا ساعت 2 بعد از ظهر راه بازگشت را پی بگیرید.

-        تجهیزات  ردیاب و  باطری یا گوشی زاپاس  همراه خود داشته باشید.

 

 

 

" انجمن کوهنوردان ایران نمایندگی دورود"

+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/12/04ساعت   توسط   | 

اسکندر گجستک پیش خود می‌اندیشید که اکنون که کشور ایران دچار یک لغزش شده است، با تاخت و تاز به ایران وارد می‌شود و بر ایران فرمانروایی می‌کند. ولی این اندیشه درست از آب در نیامد. به‌جز اینکه با سپاه داریوش سوم می‌جنگید، در هر یک از دیگر شهرهای ایران که وارد می‌شد؛ با ایستادگی مردم روبه‌رو می‌شد. شوربختانه از زمان انقلاب تاکنون گروه‌های کاربلد برای واررسی و تجسس وارد ایران نگشته‌اند و بیشتر گروه‌های تجسس، مردم دنیا و نویسندگان باختر (غرب) نیز دوست دارند که خود را یک یونانی بدانند و این کوته اندیشی آنها تاریخ را دچار ویرایش ساخته است.

پیشتر و پیش از اینکه دست به نگاشتن نمایم، دوست نداشتم که نقشه یورش و چگونگی آن را از روی نقشه به نمایش بگذارم. از برای آنکه برخی از کسان که هیچ دانشی پیرامون سرزمین خود ندارند؛ با یک دستگاه گودکننده و ویران‌ساز مانند تراکتور، بیل و یا کلنگ به‌دنبال راه‌های نشان‌گذاری شده در نقشه می‌روند و به دنبال گنج می‌گردند! ولی پس از اندیشه بسیار به این برآیند رسیدم که، کسانی که این‌کارها را می‌کنند، از این تارنما دیدن نمی‌کنند و از سوی دیگر شاید خرابکاری آنها آگاهی‌های بیشتری را بدست ما خواهد رساند. حال اگر کسانی نیز بخواهند دست به این‌کار بزنند، کار بیهوده‌ای است. زیرا این راه را براساس گمان بدست آورده‌اند و بیشتر کشورهای بیگانه از این راه پیروی می‌کنند و آن را درست می‌پندارند. در کشور ما تنها شنیده‌ام که استادی بنام «آقای ابوذر همتی» راه دیگری را شناسانده است. اینگونه که از نگاشت‌های ایشان برمی‌آید، بزرگترین انگیزه‌ی ایشان برای این راه، نام‌های شهرها و روستاهای آنجاست که در بخش دربند پارس می‌توانید آنها را بخوانید. برای نمونه: دشت روم یا تنگاری.

نقشه ورود اسکندر به ایران:


نگاره‌های دیگری که در این زمینه به شما کمک می‌کنند:

تندیس آریوبرزن در شهر باشت، استان یاسوج:

تندیس آریوبرزن در شهر باشت، استان یاسوج:

نقشه راه جنگ‌های اسکندر گجستک

+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/11/08ساعت   توسط   | 
سایت آریوبرزن:آریوبرزن یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و حماسه‌ی «در بند پارس» یا «دروازه پارس» را از خود در تاریخ به یادگار گذاشته است.
«اسکندر مقدونی» در سال 331 پیش از زادروز، پس از پیروزی در سومین جنگ خود با ایرانیان «گوگامل» (Gaugamele) [پیشتر به اشتباه آن را اربیل (Arbela) می‌خواندند] و شکست پایانی ایران، بر بابل و شوش و استخر چیرگی یافت و برای دست یافتن به پارسه، پایتخت ایران روانه این شهر گردید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/11/08ساعت   توسط   | 

هفته نامه سیمره-کرم رضا تاجمهر:

در یکی از قسمت‌های این برنامه که نگارنده موفق به دیدن آن گشتم، شخصیت‌ها با لباس‌های قدیمی در یک فضای روستایی نشسته بودند و همه چیز بر اساس توانایی بداهه و به اصطلاح «نمک» بازیگران نمایش پیش می‌رفت و به نظر نمی‌رسید پیش از تولید، ارزیابی مناسبی از آن شده باشد. هنوز به این باور نرسیده‌ایم که آن‌چه ما از دریچه‌ی تلویزیون و به وسیله‌ی امواج از خودمان ارائه می‌دهیم، به عنوان تصور دیگر اقوام از ما به ثبت خواهد رسید. مهمانان این قسمت طنز لباس‌های مضحک و زمخت پوشیده بودند و در قسمت معرفی، شغل خودشان را کشاورز، چوپان و راننده دو دلال عنوان نمودند که جای تعجب دارد. برای کسانی که شناختی از لرستان ندارند، این نمایش چه تبعاتی می‌تواند داشته باشد؟ آیا برنامه‌سازان هم‌استانی به چنین مسائلی فکر می‌کنند؟ حالا به قسمت مثلاً خوب این نمایش می‌پردازیم؛ اول این‌که آیا حتماً لازم است در قالب چنین برنامه‌ای، بازی‌ها و غذاهای سنتی لرستان معرفی شوند؟ دوم این‌که آیا صرفاً اشاره‌ای مسخره و کلی به بازی «دال‌ْپَلو» یا غذای «چِزِنَکْ رِغو» در این نمایش باعث فرهنگ‌سازی و معرفی اصالت شده است؟ آیا اصلاً در زندگی امروزی جایی برای مصرف یک غذای سرشار از چربی وجود دارد؟


برچسب‌ها: «مِکیس» شبکه‌ی افلاک کرم رضا تاجمهر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/10/25ساعت   توسط   | 

در این سال ها شاهد بوده ایم که افرادی از قوم لر که برای خود نام و شهرت و منصبی دست و پا کرده اند،در هرج و مرج زندگی پایتخت دچار رنگ باختگی شده اند و خود  را فراموش کرده اند.این افراد با این حال که خود لر بوده اند یا در لرستان به دنیا آمده اند و اصل و نسب لری داشته اند،دچار خودفراموشی شده اند و خود را اهل پایتخت معرفی می کنند.آخرین فردی که در رسانه ملی به اصل و نصب خود پشت پا زد حمید گودرزی بود.ولی باز در شب گذشته شاهد بودیم که یکی دیگر از لرها خود را باقرشهری معرفی کرد و باقر شهر را بهتر از محل آبا و اجدادی خود دانسته است.

حامد لک:لرستان را به باقر شهر فروخت.

در برنامه نود روز دوشنبه مورخه 11/09/1392حامد لک دروازه بان (باقرشهری/الیگودرزی )تیم تراکتور تبریز مهمان ویژه این برنامه بود.در ابتدای مصاحبه یک بیوگرافی از حامد لک پخش شد که محل تولد حامد لک را الیگودرز معرفی کرده بود.پس از آنکه پخش این بیوگرافی به پایان رسید فردوسی پور از لک سوال کرد که آیا بچه الیگودرز است؟متاسفانه لک با اخم و ابروهای گرده خورده جواب داد که من بچه باقر شهرم(جنوب تهران) و در این شهر به دنیا آمده ام و پدرم نیز در این شهر به دنیا آمده است.ولی اجداد ما متعلق به ازنا و الیگودرز هستند.

جالب است که حتی نام خانوادگی حامد(لک)متعلق به شهر الیگودرز و از طایفه های بزرگ الیگودرز می باشد.حال باید دم خروس را باور کرد یا قسم حضرت ابوالفضل را!!!

حامد لک باید در این برنامه به تبار و طایفه خود افتخار می کرد و خود را یک لر یا بختیاری معرفی می کرد نه اینکه خود را تافته جدا بافته بداند و شهر کوچک باقر شهر را که از همه جای ایران مهاجر در آن یافت می شود را به لرستان ترجیح دهد. برای حامد متاسفیم که اینگونه دچار بحران هویتی و شخصیتی شده است که تبار خود را انکار می کند.شهر الیگودرز که از همه نظر نسبت به باقر شهر برتری دارد؟پس چرا خود را تافته جدا بافته میدانی؟؟؟ پیشنهاد من به حامد این است که نام خانوادگیت را هم تغییر بده مثلا به باقرشهری(حامد باقرشهری)که حداقل با شنیدن نام تو به یاد افرادی که هویت خود را فراموش کرده اند نیافتیم. هویت جدیدت مبارک حامد باقرشهری


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/09/13ساعت   توسط   | 

 محمد افرازه/ رادیو کوچه

علیمردان‌خان از مادری چون «بی‌بی‌مریم»، معروف به سردار مریم بختیاری‌ زاده شد. بی‌بی‌مریم دختر «حسینقلی خان ایلخانی بختیاری» و مادرش «بی‌بی فاطمه» دختر «علیرضاخان کیانرسی» بود. بی‌بی‌مریم در جنگ اول جهانی که بخش‌هایی از ایران اشغال و زیر نفوذ نیروهای استعمارگر روسی و انگلیسی قرار گرفته بود به طرف‌داری از نیروهای آلمان و عثمانی و علیه نیروهای اشغال‌گر روس و انگلیس قیام کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/09/10ساعت   توسط   |